نایلون
دیکشنری انگلیسی به فارسی
رینگ لاستیکی
واشر حلقوی
حلقه آببندی
چوب بلوط
کنف لوله کشی
واحد، آبادانی یا مرغزار میان کویر، واحه
ستون هرمی شکل سنگی
جسم، شی، هدف
مخالف
قابل اعتراض، نامناسب
عینی، مقصود، هدف