باتلاق خزه دار، خاک آلی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
از دوسر، متقابلا، به طور مشترک، دوبه دو، متقابلا
دو به دو عمود بر هم
میلونیت
بیشمار، هزاران
نیوتون، کیلونیوتون
پیشامدN ساله
سیل N ساله
مارپیچ پله
سمت القدم، نظیر السمت
نقطه شاغولی، نقطه نادیر
میخ