جزیره میانی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
سرعت بینابین
باریک میانی
لوازم بهداشتی بیمارستانی
متوسط، محیط، میانی، واسطه
کندگیر
قیرهای محلول کندگیر
تیربال (I) متوسط
شن متوسط
ماسه متوسط
قیرابه کندگیر
فولاد متوسط